X
تبلیغات
معماري پست مدرن

معماري پست مدرن
معماري اقيانوسي به عمق يك وجب 
375246.jpg
۴۰ سال از ساخت سر در دانشگاه تهران گذشت. در اين سال ها هزاران دانشجو و استاد بارها و بارها به اين سازه خيره شده اند بى آنكه از پيشينه و هويت نمادى كه حوادث بسيار و افت و خيزهاى اجتماعى بى شمارى را شاهد بوده، پرسش كنند.
هنوز هم هر روز از كنار اين سازه مى گذريم و خاطره هاى تلخ و شيرين فراوانى را در ذهن مرور مى كنيم، با اين همه كمتر كسى مى داند كه دانشگاه تهران، تنها دانشگاه جهان است كه با يك سمبل معمارى كه نماد ملى شده، شناخته مى شود. كمتر كسى هم مى پرسد كه معناى حركات سازه اى اين بناى عجيب چيست و حامل چه مفاهيمى است.
اطلاعات درباره اين بنا جسته گريخته است كه از خلال يك گزارش روزنامه اى به دست آمده است. كاش مسئولان دانشگاه تهران همت كنند شناسنامه اى حاوى اطلاعات راجع به اين سازه را در گوشه اى از ورودى دانشگاه نصب كنند تا ضمن آگاهى دادن به مردم، الگوى شناسنامه دار كردن تمام سازه هاى نمادين بى نام و نشان پايتخت و ديگر شهرهاى كشورمان شود.
سردر دانشگاه تهران يكى از بناهاى تاريخى و ملى است كه تداعى كننده نام ايران بويژه در ميان اهالى علم است. هرچند ارزش بين المللى دانشگاه تهران موجب شده است كه «سردر» آن داراى اعتبار شود، اما اين بناى تاريخى و ملى موجب گشته است، از ميان معروف ترين و معتبرترين دانشگاه هاى تهران، تنها دانشگاهى باشد كه از طريق يك بناى فرهنگى و ملى سمبليك با مهندسى پيچيده، پيام علمى و فرهنگى را به مخاطب خود القا كند.
به باور برخى، طرح سردر دانشگاه تهران، الهام گرفته از تصوير خيالى دو پرنده اى است كه بال هايشان را براى اوج گرفتن از زمين باز كرده اند. علم و دانش به دو بال تشبيه شده اند كه ورود به دانشگاه با آن دو ممكن است دو بال كه مى توان با آن بر فراز جامعه پرواز و چون عقابى از آن پاسبانى كرد. عده اى نيز از آن به عنوان كتابى كه به صورت باز در مقابل چشم گذاشته شده، تعبير مى كنند كه بيانگر ارزش مطالعه و تحقيق در ميان ايرانيان است.
على رغم اين كه همه بناهاى تاريخى و ملى كشور ارزشمند و حاكى از هويت ملى است اما در بيان ارزش اين بناى ملى و تاريخى، همين بس كه جاى خود را روى پول ملى باز كرده است. اما آنچه جاى تأسف دارد اين كه اطلاعات جامع و مدونى از اين سمبل وجود ندارد. حتى برخى نقل قول ها حكايت از اين دارد كه اگر حساسيت برخى مسئولين انقلابى نبود، اين بنا در افت و خيزهاى اجتماعى، به نيستى گراييده بود.
اطلاعاتى كه از اين بناى ملى وجود دارد حاكى از آن است كه در سال ۴۶-۱۳۴۵ به دستور رياست وقت دانشگاه طرحى در ميان دانشجويان و طراحان مختلف به مسابقه گذاشته مى شود كه از ميان طرح هاى رسيده، طرح دانشجويى به نام كورش فرزامى (دانشجوى معمارى دانشكده هنرهاى زيبا) به عنوان طرح برتر برگزيده مى شود كه همين طرح كنونى «سردر» است. برخى منابع و همچنين اطلاعاتى كه در روز شمار تاريخى دانشگاه تهران (كه به مناسبت هفتادمين سال دانشگاه به چاپ رسيد) تاريخ ساخت سردر دانشگاه تهران را در سال تحصيلى ۴۶-۱۳۴۵ قيد كرده است. روزنامه كيهان در تاريخ ۲۴ فروردين ۱۳۴۸ اين خبر را با عنوان «سردر جديد دانشگاه تهران خرداد (۱۳۴۸) اعلام شد.» ثبت كرده است:
«ساختمان سردر جديد دانشگاه تهران در خرداد امسال (۱۳۴۸) پايان مى يابد و سردر قبلى پس از ۲۶سال خدمت جاى خود را به سردر تازه كه آميزه اى از معمارى مدرن و معمارى سنتى ايران است مى سپارد.»
در اين خبر گفت و گويى نيز با مهندس امير عباس هاشمى نژاد، رئيس وقت اداره تعميرات و تأسيسات دانشگاه تهران انجام شده است. اين اداره، نظارت بر ساخت سردر را به عهده داشت، هاشمى نژاد در گفت و گوى خود با كيهان مطرح مى كند: سردر دانشگاه در سال ۱۳۴۶ به تصويب رسيده و عمليات ساختمانى سردر جديد از ۱۷ شهريور ۱۳۴۷ آغاز شده است. مهندس كورش فرزامى نيز در آن تاريخ در مصاحبه با كيهان شركت داشته است. از او به عنوان مهندس مشاور و طراح سردر ياد شده است. فرزامى مى گويد: «ارتفاع سردر دانشگاه از سطح زمين هفت متر و ۵۰ سانتى متر و فاصله بين دو دهنه آن ۲۰ متر است. مهم ترين مسئله اين است كه ما از بهترين طرز كاركرد بتن (بدون كارسازى از آن) استفاده كرده ايم و تا آنجا كه مقدور بوده است، كوشيده ايم تا بناى جديد داراى روحيه ايرانى بوده و تلفيقى از معمارى مدرن و گذشته باشد.»
برخى منابع دانشگاهى در مصاحبه هاى خود در سال ۱۳۴۷ عنوان كرده بودند كه محاسبات سقف اين «سردر» در ايتاليا صورت گرفته و مهندس كارگاه آن نيز ايتاليايى است. در نشريه شماره ۲ هنر و معمارى (تير، مرداد، شهريور ۱۳۴۸) عكس هايى از سردر دانشگاه تهران به چاپ رسيده است و در ذيل آن نام طراح، كورش فرزامى و محاسب آن سيمون سركيسيان ذكر شده است. برخى اطلاعات نيز عنوان مى كند كه ساختمان سردر به وسيله رئيس وقت دانشكده هنرهاى زيبا دانشگاه تهران طرح ريزى شده است.
پس از آن كار اجراى طرح، ابتدا به يك شركت پيمانكار سوئيسى واگذار مى شود اما به دليل عدم رعايت اصول فنى توسط اين شركت كه در مراحل قالب بندى بوده، از فعاليت آن ممانعت به عمل مى آيد و يك شركت پيمانكار ايرانى به نام «شركت آرمه» جايگزين شركت اول شده و كار اجراى طرح را به اتمام مى رساند.
برخى منابع عنوان مى كنند كه برپايه آخرين صورتحساب و وضعيت شركت آرمه، هزينه اجراى طرح مبلغ ۲۴ هزار و ۵۰۰ تومان بوده است البته با احتساب اين كه اين شركت طرح را از مرحله قالب بندى تحويل گرفته است.همچنين در خبرى كه ۲۴ فروردين ،۱۳۴۸ روزنامه كيهان منتشر كرده بود نيز هزينه سردر دانشگاه شش ميليون و پانصد هزار ريال عنوان شده بود كه از محل اعتبارات دولتى پرداخت شده است.
* جهان نمادها
جهان امروز را با نمادهايش مى شناسند، با اين تعريف سردر دانشگاه تهران و بسيارى آثار و بناهاى ديگر شايد در زمانه اى كه ما در آن زندگى مى كنيم عنصرى آشنا و عادى به نظر برسد اما بى ترديد در آينده اى نه چندان دور مردم آنها را نشانه اى از هويت فرهنگى خود خواهند يافت و قاعدتاً تمايل پيدا خواهند كرد تا بار ديگر به بازشناسى و كنكاش در آن بپردازند و البته جاى بسى تأسف خواهد بود كه اثرى از آن نيابند.
يك جامعه شناس در اين باره مى گويد: «نمادها تنها اثرى باستانى نيستند كه ارزش آنها را با قدمتشان بسنجيم اگرچه اين هم بخشى از موضوع است اما در اصل نمادها معرف تفكر، فرهنگ و افت و خيزهاى يك جامعه هستند، به عنوان مثال به ميدان انقلاب نگاه كنيد! اين ميدان قدمت چندانى ندارد و ارزش آن را هم با قديمى بودنش نمى سنجيم، بلكه ارزش واقعى اين ميدان در خصلت سمبوليك آن است و اين سمبل وقايع بسيارى را در خود پنهان دارد. سردر دانشگاه تهران هم همين نقش را ايفا مى كند. نمادى كه در اصطلاح مى توانيم به آن بگوييم مملو از بار معنايى است.» اين استاد دانشگاه عنوان مى كند:
«ما همواره نسبت به آثار باستانى گيرنده هاى حساس ترى داريم و البته شايد طبيعى هم باشد چون برگ برگ تاريخ اين سرزمين، مملو از صفحاتى است كه هريك بيانگر حيات ملتى است بزرگ و باشكوه. و رنج ها، دردها، پيروزى ها و بالانشينى هاى اين ملت در بسيارى آثار به جا مانده خود را نشان مى دهد. وجب به وجب اين خاك چنين روايتى را بازگو مى كند اما در كنار چنين عظمتى ما نبايد از نمادهاى معنادار و باردار غافل باشيم. بايد اين نمادهاى ارزشمند را داراى شناسنامه كنيم و همه چيز را به آينده وانگذاريم كه شايد روزى قدمت تاريخى آنها موجب حساسيت شود.»
وى در ادامه مى گويد: «در اغلب كشورهاى غربى امروزه براى خانه هاى معمولى كه افراد ساكنش هستند، شناسنامه وجود دارد. شناسنامه اى كه نشان مى دهد چه كسى نقشه آن را طرح كرده و يا معمار چه كسى بوده است. بگذريم از اينكه شناسنامه ساختمان جنبه صنعتى هم به خود مى گيرد اما مى خواهم بگويم وقتى چنين حساسيتى در مورد يك ساختمان معمولى وجود دارد طبيعى است كه در مورد سمبل و نمادهاى يك شهر يا يك كشور مسئله جدى تر است. بايد مركز يا مراكزى مأموريت پيدا كنند كه اطلاعات لازم را به صورت شناسنامه اى مدون درباره نمادهاى مهم كشور تهيه كنند كه يكى از مهمترين آنها هم سردر دانشگاه تهران است.»
[ یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 ] [ 11:47 ] [ امير بهرامي ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
Online User

ابزار لودینگ وبلاگ

|

ابزارهای وبلاگ نویسی

چت



دیکشنری آنلاین

دیکشنری آنلاین


مترجم سایت

مترجم سایت