هیروشی سهنجو
متن حاضر برگیرهای آزاد از چندین نقد و تحلیل از این پروژه میباشد که منبع آنها مطابق رویه وبلاگ، در پایان متن آورده شده است.

Hiroshi senju
موزه «سهنجو»، که نام خود را از نقاش مشهور و معاصر ژاپنی «هیروشی سهنجو» به عاریت گرفته است، فضایی با مساحت 1490 مترمربع میباشد که 100 اثر از این هنرمند پرآوازه را از سال 1978 تاکنون در خود جای داده است. «هیروشی سهنجو»، نقاشی است که به سبک nihonga یا همان نقاشی سنتی ژاپنی خلق اثر میکند و شهرت خود را مدیون آثار بسیار زیبای خود است.


این هنرمند 53 ساله، اما، در دهه 1990 میلادی و در 46امین نمایشگاه سالانه ونیز آوازه جهانی یافت و جایگاهی معتبر در میان هنرمندان آسیایی کسب نمود. درونمایه اصلی آثار سهنجو آبشارهای عظیم میباشد که به سبک نقاشی ژاپنی آفریده شدهاند.

نکته جالب آنکه، این موزه از تعامل میان معمار و خود هنرمندبه وجود آمده و به همین دلیل دارای نکات ارزشمندی در تدوین و روح فضایی است. مساحت سایت این پروژه دو و نیم هکتار و دارای شیبی است که در طبقه همکف به اختلاف تراز 3 متری میرسد. خطوط محیطی مجموعه از خطوط محیطی زمین تبعیت میکند و سقف بتنی نسبتا یکپارچهای که در برخی نقاط دارای فرورفتگی و برجستگی ملایم است، حجم موزه را میپوشاند.


تمام محیط کالبدی گالری نمایش آثار، با لفافهای از شیشه محافظ در برابر اشعه ماوراء بنفش پوشش داده شده است. این بدان معناست که سقف موزه تنها به واسطه همین سطح شیشهای است که با کف زمین ارتباط مییابد؛ که موجب میگردد تا همچون فرشی معلق به نظر برسد.



سوای بدنه شفاف و شیشهای گالریها، سقف مواج نیز توسط چندین حفره با فرمهای ارگانیک و منحنی منفذدار شدهاند. اگر به خاطر داشته باشیم از جمله پروژههای معروف و مشابه این گروه میتوان به پاویلیون سرپنتینا (Serpentina) و نیز مرکز آموزش رولکس در لوزان سوئیس اشاره نمود -که آخرین مورد در همین وبلاگ معرفی گردیده است. مشاهده هر دو پروژه بیانگر مشابهتهایی در حجم، خطوط ظاهری و نیز فضاهای خالی هر سه پروژه میباشد. اما اینبار و در این طرح، فضاهای خالی شده با جدارههای شیشهای تا کف گالری امتداد مییابند؛ گویی که معمار بر آن بوده تا میزان قابل ملاحظهای نور طبیعی و درخشان را به فضای درونی گالریها تزریق نماید.


ریو نیشیزاوا (Ryue Nishizawa) و همکارش کِزویو سِجیما (Kezuyo Sejima) در واقع اثری به کمال و زیبا آفریدهاند و از منابع زیر ایدههای خود را استخراج و به زبانی ظریف و شاعرانه بیان نمودهاند.
1. محیط طبیعی منطقه: کارو-ایزاوا که شهری کوچک از منطقه اصلی ناگانو به شمار میرود به خاطر طبیعت زیبا و بکر خود مشهور است.
2. موضوع پروژه: فراتر رفتن از روایتهای رایج و مرسوم موزه و فضای نمایشگاهی از جمله موارد و دغدغههایی است که طراحان موزه بدان اهمیت میدهند.
3. ویژگی بصری و فضای معنایی نهفته در آثار «سهنجو»: نقاشیهای سه نجو از پدیدهای طبیعی و از آبشارهاست. نقاشیهایی که همچون هایکوهای ژاپنی در عین سادگی، برّا و عمیقند. از جمله نکاتی که طراح از این آثار استخراج نمود فضای خالی و تهی قدرتمندی بود که در همنشینی با فضای پر، به خوانایی و قدرت آن میافزاید.

نیشیزاوا با ایجاد حفرههایی شیشهای و امتداد آن تا زمین، تلاش نمود علاوه بر اشاره به همین فضا در آثار سهنجو، نور طبیعی را وارد فضای داخلی گالری نماید و به قول خود وی، نقاشیهای دیواری عظیم را غرق در نور نماید. از دیگر سو با کاشت درخت و بوتههایی که با دقت و با مشاوره با خود نقاش انتخاب شده بود، کوشیده تا با ایجاد فضایی طبیعی، سازگاری و همبستگی قدرتمندی با آثار نقاشی ایجاد نماید. وی میگوید: «در این پروژه من این شانس استثنائی را داشتم که آثار سهنجو را دوباره مرور نمایم. طبیعت، موضوع اصلی این تابلوها بود. دقیقا به همین دلیل بر آن شدم تا به چنان طرحی برسم که به بازدید کننده این حس را القا کند که گویی در حال قدم زدن در جنگل است و به یکباره با اثری از «سهنجو» مواجه میشود». از سویی دیگر نیز این گونههای گیاهی بسان پس زمینهای برای تابلوها ایفای نقش میکنند که به طور مدام و با تغییر فصل تغییر چهره و رنگ می دهند و این خود تجربه ای بی واسطه از طبیعت را در فضای داخلی معماری موجب می گردد.

نیشیزاوا می افزاید: «برای بسیاری از طراحان موزه، سطوح شیشه ای بازشوها بسیار ارزشمند است. از اینرو کاربست نورگیرهای سقفی یکی از مهمترین و رایج ترین راه ها برای بهره گیری از نور طبیعی است. لکن استفاده از این روش آنهم در منطقه ای با طبیعت و با زیبایی کارو-ایزاوا به واقع بسیار مضحک و ظالمانه بود». ودقیقا به همین دلیل نیشیزاوا و همکارش، کوشیدند تا با ایجاد حفره هایی در سقف گالری نور را بدون آنکه مشکلی در مشاهده و یا تخریبی در آثار ایجاد نماید به درون فضا هدایت نمایند.

نیشیزاوا می گوید: «موزه سه نجو تعریف و تجربه ای نو از فضای نمایشگاهی در موزه است؛ چراکه در آن شاهد ترکیبی قدرتمند از هنر، معماری و طبیعت هستیم. به جای آویختن تابلوها روی دیوارهای صاف و یکدست سراسری، بر آن بودم تا برای هر قطعه امکان تجربه ای فردی و منحصر به هر فرد ایجاد نمایم. نحوه چیدن آثار و دیوارهای نصب آنها به گونه ای تعیین گردید که بازدیدکننده در برابر آن مکث کند، شگفت زده شود و در آن فضای طبیعی تجربه ای ویژه را کسب نماید؛ گویی که در اتاق نشیمن خود ایستاده و ارتباطی نزدیک با آن برقرار نموده است».

در سایت مجموعه نیز، فضای بین محوطه پارکینگ و موزه به باغی از گیاهان با برگهای رنگین اختصاص یافته است؛ که به عنوان یک حائل طبیعی برای ناظرین عمل میکند. با کاشت 60000 گیاه با تنوع 150 گونهای، تغییرات رنگ برگها میتواند نقشی فعال در آفریدن فضایی با حس و حال ویژه و همراستا باموضوع موزه و آثار آن ایفا نماید.

بر گرفته از وبلاگ http://daar-vack.persianblog.ir
منابع:
http://www.iconeye.com
http://www.archiscene.net
http://www.dezain.net
http://archinect.com
http://www.kawaiikakkoiisugoi.com
http://www.designboom.com
http://www.japantimes.co.jp
http://www.timeout.com.hk
http://biginjapan.com.au
http://senju-museum.jp
http://www.layout.mx